راستش برای خودم خیلی سخته که بگم “خداحافظ” . همیشه همینطورم ، اونایی که منو از نزدیک میشناسن شاید بیشتر اینو حس کرده باشن . اما دیگه وقت رفتن رسیده . ادامه دادن اینجا برای خودم هم دیگه فایده ای نداره .
من به دلایلی ، تقریبا از وقتی که اومدم اینجا نتونستم حرف هایی که میخوام رو بزنم و فقط بخاطر دوستان خوب وبلاگی و عادتم به این خونه بود که زودتر نتونستم اینجا رو ترک کنم .
اما دیگه وقتشه . احتمالا به پرشین بلاگ برم (از اسمش خوشم میاد!) یا بلاگ اسپات . امیدوارم جایی رو پیدا کنم که با آرامش بتونم فقط بنویسم . فعلا که چندین ماهه نوشته هام تو فایل های ورد و روی هارد داره خاک میخوره بدون حتی یک پابلیش …
از اینکه این مدت صمیمانه همراهیم کردید و منو از نظرات و عقاید خودتون مطلع کردید ، واقعا ممنونم .
پ.ن 1 : این متن رو حدود 40 ، 50 روز پیش آماده کرده بودم که الان بدون ویرایش همون رو پست کردم !
پ.ن 2 : دلم برای اینجا تنگ میشه . نه برای پست های خودم چون اکثرا حال و روز منو نشون ندادن !!! شاید بخاطر این قسمت سمت راسته (پیوند دوستان) که هر موقع میومدم تو وبلاگ اول یه سر میرفتم تو پیوند هام …
پ.ن 3 : خداحافظیِ من از اینجا به هیچ عنوان ، دلیل بر خداحافظی از وبلاگ های شما دوستان خوب وبلاگیم نیست . یعنی دیگه نمیتونم بعضی از وبلاگ ها رو نخونم … بنابراین اگه خیال کردید از دست من راحت میشید ، باید بگم : “زهی خیال باطل”
اتفاقا بیشتر از قبل میام و سر میزنم و بحث می کنم
، تازه زمان افشاگری رسیده ! پرونده هاتون رو میزه
پ.ن آخر : من دیگه پستی اینجا نمیذارم اما در ش رو هم نمی بندم چون برام یه خاطره اس از این چند ماه …
برای همه تون بهترین ها رو آرزو می کنم . هر بدی ای از من دیدید حلالمون کنید دیگه
“محمدرضا“ 16 – بهمن – 1388





