آورده اند روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت وگویی به شرح زیر صورت گرفت:
بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا می تونم ازت بپرسم؟
شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟
بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟
شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی شود بتوانیم دوام بیاوریم.
بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف و پای ما گرد است؟
شتر مادر: پسرم. قاعدتا برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن داشتن این نوع دست و پا ضروری است.
بچه شتر: چرا مژه های بلند و ضخیم داریم؟ بعضی وقت ها مژه ها جلوی دید من را می گیرد.
شتر مادر: پسرم این مژه های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم ها ما را در مقابل باد و شن های بیابان محافظت می کنند.
بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شن های بیابان است… .
بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم…
شتر مادر: بپرس عزیزم.
بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه غلطی می کنیم؟
.
.
نتیجه گیری:
مهارت ها، علوم، توانایی ها و تجارب فقط زمانی مثمرثمر است که شما در جایگاه واقعی و درست خود باشید… پس همیشه از خود بپرسید الان شما در کجا قرار دارید؟
——————————-
بی ربط 1 : مدتی است متوجه شدم یکی از دوستانم کسالتی داره . ازتون میخوام برای شفای هر چه زودتر همۀ بیماران از جمله این دوست عزیزِ من دعا کنید . ممنونم
بی ربط 2 : ممکنه تا 8،7 روزی نتونم بیام نت . گفتم که بدونید اگه خدا بخواد بزودی میام !

الان فقط می دونم کار ندارم
اما دوستتان امیدوارم بهبود پیدا کنند.
توسط: manizheh در ژانویه 24, 2010
در 10:04 ب.ظ.
ممنونم
توسط: نوع سوم در ژانویه 31, 2010
در 10:04 ب.ظ.
باز تو به دوتا امتحان نزدیک شدی جو گرفتت نمی آی نت !!!!
توسط: کرم سیب در ژانویه 24, 2010
در 11:34 ب.ظ.
من هم برای دوستتان دعا میکنم.
توسط: delzadeh در ژانویه 24, 2010
در 11:43 ب.ظ.
ممنونم لطف می کنید
توسط: نوع سوم در ژانویه 31, 2010
در 10:05 ب.ظ.
خوش بگذره و موفق باشی و کلی دعای خوب برای دوستت..
توسط: papush در ژانویه 25, 2010
در 6:02 ق.ظ.
با تشکر فراوان : )
توسط: نوع سوم در ژانویه 31, 2010
در 10:06 ب.ظ.
واقعاً توی این باغ وحش چه غلطی میکنیم؟
توسط: Mahda در ژانویه 25, 2010
در 8:03 ب.ظ.
تو یکی از پست های آینده (داستانک) میگم چیکار می کنیم!
توسط: نوع سوم در ژانویه 31, 2010
در 10:07 ب.ظ.
سلام محمد جان.
درسته. ولی کم پیش میاد توو این دنیای ظالم کسی بتونه به تناسب استعدادهاش، به مقام شایسته خودش برسه.
یکی از دلایل خدا هم (ضرورت معاد در پرتو عدل الهی) برای اثبات وجود قیامت، همینه که میگه چون آدما نمی تونن استعدادهاشونو صد در صد در دنیا شکوفا کنن لازمه که دنیایی عادلانه وجود داشته باشه که آدما توش به چیزایی که می خوان برسن!
[نوشته های بالا رو از صدقه سری کنکوره که بلدیم وگرنه...!]
توسط: پدرام در ژانویه 26, 2010
در 1:01 ب.ظ.
اینم حرفیه !
شکسته بندی می فرمایید
توسط: نوع سوم در ژانویه 31, 2010
در 10:08 ب.ظ.
درود
داستانک جالب انگیزناک و قابل تأملی بود!
سپاس ،شما لطف دارین .نظر لطفتونه.
منم شادمانم که با شما و وبلاگتون آشنا شدم و خوشحال میشم که دیوار نوشته هام رو دنبال کنین
درضمن از اینکه من رو جز پیوندهاتون گذاشتین سپاسگذارم.
صمیمانه آرزومند بهبودی دوستتون هستم.
شاد باشید و برقرار
توسط: آریانا در ژانویه 26, 2010
در 4:25 ب.ظ.
درود
بسیار ممنوم
شما هم پاینده باشید
توسط: نوع سوم در ژانویه 31, 2010
در 10:10 ب.ظ.
خندیدم خیلی باحال بود.
موفق باشی!
منم براش دعا کردم.
توسط: گلنوش در ژانویه 27, 2010
در 4:36 ب.ظ.
سپاسگزارم ! اما همچین موفق نشدم
لطف می کنی
توسط: نوع سوم در ژانویه 31, 2010
در 10:11 ب.ظ.
مامان شتر رو از کجا پیدا کنیم؟!!(سواله دیگه! خب واسه طرح اون سوال که من الان کجام لازمه!!!)
توسط: دکتر ،از این به بعد ! در ژانویه 28, 2010
در 3:03 ب.ظ.
باید خیلی گشت !!!
توسط: نوع سوم در ژانویه 31, 2010
در 10:12 ب.ظ.
هر چی فکر می کنم می بینم نظر مهدا از همه مختصر تر و مفیدتره.
لایک.
توسط: علی در ژانویه 29, 2010
در 9:58 ب.ظ.
جواب مرتبط رو به مهدا دادم …
توسط: نوع سوم در ژانویه 31, 2010
در 10:14 ب.ظ.
بچه شتره هم از ما عاقل تر بود
(;
توسط: چرکنویس در ژانویه 30, 2010
در 1:20 ق.ظ.
عالی و نکته سنجانه بود . اواتارت منو اینجا کشوند
توسط: weblogchi در فوریه 2, 2010
در 2:53 ق.ظ.
اگه بهتون بگم دقیقا همین الان ساعت 1:54 داشتم وبلاگتون رو می خوندم که شما اینجا کامنت گذاشتید ، باورتون میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلی عجیب بود برام !!!!
لطف دارید شما اما من هنوز در عجبم !!!
توسط: نوع سوم در فوریه 2, 2010
در 2:56 ق.ظ.
پیش میاد رفیق زیاد تعجب نکن… دل به دل راه داره
توسط: weblogchi در فوریه 2, 2010
در 3:41 ق.ظ.
اون که بله !
توسط: نوع سوم در فوریه 2, 2010
در 5:21 ق.ظ.