نگاشته شده توسط: محمدرضا | فوریه 4, 2010

می خواهد نسل مارا بردارد !

زن مـلا مشغول پر کندن چند مرغ بود. گربه ای آمد و یکی از مرغ ها را قاپید و فرار کرد. زن فریاد زد: مـلا، گربه مرغ را برد.

مـلا از توی یکی از اتاق ها با صدای بلند گفت: قرآن را بیاور!

گربه تا این را شنید مرغ را انداخت و فرار کرد.

گربه های دیگر دورش جمع شدند و با افسوس پرسیدند: تو که این همه راه مرغ را آوردی چرا آنرا انداختی؟

گربه گفت: مگر نشنیدید گفت قرآن را بیاور؟

گربه ها گفتند قرآن کتاب آسمانی آنهاست به ما گربه ها چه ربطی دارد؟

گربه گفت اشتباه شما همین جاست مـلا می خواست آیه ای پیدا کند و بگوید از این به بعد گوشت گربه حلال است و نسل مان را از روی زمین بردارد!

—————–

منبع : یک ایمیل


پاسخ

  1. این حکایت خیلی جالبه… هیچ وقت تازگیش رو از دست نمیده..حقیقت همینه دیگه!!! Always Fresh!

  2. این حکایت برام ایمیل اومده / دقیقا !

  3. این قضیه رو یه جور دیگه هم شنیده بودم که خرگوش به بچه‌‌ش نصیحت می‌کرده که هر چوبی رو خواستی بجو ولی مواظب باش چوب عصای ملا رو نجوی که گوشتت رو حلال و نسلمونو منقرض می‌کنن.

    • چه جالب . اونم همینه دیگه . پس شاید یکیش جعلیه ;)

  4. عجب ایمیلی بوده ها :D

  5. (((:
    خیلی باحال بود.
    عجب گربه ی باهوشی! از ماها که باهوش تر بوده!

    • ما فقط خودمون رو زدیم به اون راه ! البته نه هممون !

  6. مرسی
    جالب بود خیلی :) )
    ایمیله هم خیلی اشنا بوده ها :D

    • بله در شبِ شعر خونده شد :mrgreen: اما من متنش رو نداشتم که برام ایمیل اومد . راستی اگه یادته یا میدونی نویسنده اش کیه ، حتما بهم بگو . من هر چی فکر کردم یادم نیومد !

  7. گ س دیگ ت د آب گ د ب ید د سی ‌ ی دیگ ب د ب آب ش بگ دد.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.